بالاخره گفتي بابا
يه صبح جمعه ارديبهشت وقتي كوچولوي نازنينم 3 روز مونده بود كه 10 ماهتو پر كنی در حالي كه بابا هنوز آخراي خوابش بود بلند گفتي : بابا.....
ذوق بود ذوق من كه بعد كلي كار كردن روت اين كلمه رو گفتي
گفتم چي؟؟؟ با با
و تو در حالي كه مي خنديدي بازم گفتي بااااا باااا.... بابا......... واوا....واااااااااا.... تاتا....
بابات اينقدر خوشحال بود اون روز شد قشنگترين روز بابا
گفت بالاخره يكي به منم گفت بابااااااااا....

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بالاخره گفتي بابا
